ما همواره با احساسات و هیجانات مختلفی مثل خشم، شادی،ترس، لذت، غم و ... روبرو هستیم که آنها بر تصمیم گیری و نحوه زندگی و روابط ما با دیگران اثر می گذارد، شناسایی و کنترل این احساسات و هیجانات قسمتی از مهارت مدیریت بر هیجان می باشد.

بخش دوم مهارت مدیریت بر هیجان مربوط به شناخت و کنترل احساسات و هیجانات دیگران است. در این مهارت ما متوجه عکس العمل احساسی و هیجانی دیگران شده و آنرا تحت کنترل قرار می دهیم.

موانع مدیریت هیجان ها

برخی افرادبا متوسل شدن به توجیه های مختلف ،شیوه رفتاروابرازهیجانات منفی شان راامری طبیعی جلوه داده ومانع تغییروپیشرفت خوددرزمینه مدیریت صحیح هیجانها می گردند.مثلا:

  طبیعی است که در این موقعیت آشفته شوم.

  این تنها کاریست که می توانم بکنم.

  من اینجوری ام ،دست خودم نیست.

  همینه که هست.

  اگه الان اینطوری واکنش نشان ندهم ،زمینه رابرای تکرار این شرایط مهیا کرده ام.

من یک عمراینطوری بوده ام ،نمی توانم عوض بشوم.

         یک پدر خشن، یک مادر مضطرب،ویک دوست افسرده تا زمانیکه توجیه هایی مانند مواردبالا را برای ابراز هیجانات خود بکار می برد ،هرگز نمی تواند برای تغییروتمرین مهارت مدیریت هیجانها گام بردارد.

برای کنترل احساسات وافکار ناخوشایند چه باید کرد؟ برای شروع بهتراست تمرین زیر راانجام دهید:

تمرین : یک موقیعیت ناخوشایند ویک موقعیت خوشایند را در ذهن خود مجسم کنید،وسپس افکارواحساساتی راکه به ذهن شما می آید رابنویسید.در مرحله بعد رفتاری راکه انجام دادید یادداشت کنید..

 

موقعیت

افکاری که به ذهن شما آمد

چه احساسی

رفتار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 همانطورکه مشاهده می کنید درهرموقعیتی ماواکنشهای متفاوتی ارائه می دهیم. این واکنشها باتوجه به نوع برداشت وتفسیری که ازآن موقیت وپیشامد میکنیم متفاوت است.اگرمابرداشت منفی کنیم وآن واقعه رابرای خودمان تحقیرآمیز،استرس زاو مصیبت باردرنظربگیریم مطمئنااحساسات

Rounded Rectangle: آموزش مهارتهای زندگی به نوجوانان                                                                                                12                                                                        مدرسه راهنمایی شهید مرتضوی         ناخوشایندی بدنبال آن درماایجادخواهدشد،احساساتی مانند غم،خشم، ترس ،افسردگی.وبه راحتی می توانید حدس بزنید که چنین شخصی چه نوع رفتار وواکنشی خواهدداشت.

درمقابل اگر این فرد سعی کند با حفظ حالت آرامش وصبوربودن،نوع برداشت خودراازآن پیشامد تغییردهد ودرواقع تصحیح نماید.مثلا به خود بگوید اگر خوب مطالعه می کردم نتیجه بهتری می گرفتم،اگرامتحان سخت بوده است برای همه اینطوری بوده وعده ای ازهمین امتحان نمره بالایی گرفته اند.برای دفعه بعد بهتروبیشتروقت می گذارم.مسلم است که حالا او احساسات بهتری دارد وهیجانات خوشایندی راتجربه              می کند.بنظرشما رفتارهای اودر این زمینه چطورخواهدبود؟

 *  از شکل روبرو چه برداشتی دارید؟                        افکار                               احساسات                                       رفتار