مطمئنا یکی از مهمترین روشها برای کنترل عواطف و هیجاناتمان شناختن هیجانات و کنترل آنها ست که این کار را می توان با شناخت دقیق و در اختیار گرفتن زمام آنها به انجام رساند. آنچه در ذیر خواهد آمد به یکی از کاراترین روشهای مدیریت هیجانات یعنی خودآگاهی اشاره دارد. 
       براي اين كه بتوانيم زندگي خوب و موفقي داشته باشيم بايد مهارت ها و توانايي هاي مختلفي داشته باشيم. براي مثال بايد بتوانيم استعدادها و نقاط قوت خود را به خوبي بشناسیم و آن ها را پرورش بدهيم، بايد بتوانيم با ديگران ارتباط برقرار كرده و روابط خوب و صميمانه اي با آن ها داشته باشيم، بايد بتوانيم احساسات، آرزوها و خواسته هاي خود را بيان كنيم، مسائلي را كه در زندگي با آن ها مواجه مي شويم، حل كنيم، خوب تصميم گيري كنيم و براي زندگي خود تصميم هاي درستي بگيريم و بتوانيم وقتي دچار هيجان هايي مثل ترس، خشم، خجالت و يا غمگيني شديم، با آن ها كنار بيائيم و آن ها را به شكل درست ابراز كنيم كه به ما و ديگران صدمه نزنند.
         همه اين ها، مهارت هاي لازم براي يك زندگي موفق را تشكيل مي دهند. به عبارت ديگر"مهارت هاي زندگي"عبارتند از توانايي رفتار سازگارانه و مثبت كه افراد را قادر مي سازد تا به طور موثر با نيازها و چالش هاي روزمره برخورد نمايند". مهارت خودآگاهی[1]"یکی از اصلی ترین مهارت های زندگی است که به آن احتیاج داریم.  
      خودآگاهی که حاصل رشد ساختارها و فرآیندهای شناختی و نیز عواطف و احساسات تنیده در آن به شمار می رود(هارتر،  1999). در واقع خودآگاهی به این معنی است که افراد چگونه به خود نگاه می کنند و بر اساس آن چه احساسی پیدا می کنیم. نوع خودآگاهی پیش بینی کننده احساس رضایت افراد از خود و زندگی شان است. احساس ناراضی بودن از خود نشانه ای است که به فرد هشدار می دهد که نیازمند تغییر است و اساسی ترین بخش این تغییر بر خودآگاهی است. 
       براساس تعریفی دیگر خود آگاهی، یافتن و شناخت اجزای وجود همچون خصوصیات ظاهری، احساسات، افکار و باورها، ارزش ها، اهداف، نقاط قوت و ضعف، آگاهی یافتن از ویژگی های خود یک مهارت است و الزام به نگریستن خود، اولین قدم خودآگاهی است خودآگاهی ، توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، نیاز ها ، ترس ها و انزجارهاست . این مهارت یکی از کلیدی ترین مهارت هایی است که هر فرد باید به آن مجهز باشد . اینکه شما چه شخصیتی دارید ، اینکه به چه صورت اطلاعات را پردازش می کنید ، اینکه به چه صورت خود را به دیگران می نمایانید ، اینکه چه چیز هایی شما را از کوره به در می برند ، اینکه چه چیز هایی به شما نیرو می دهند ، اینکه می توانید بقیه ی پول خود را از راننده تاکسی بگیرید ! و بسیاری از موارد دیگر همگی جزء خود شماست و آگاهی به این مواد شرط تغییر است . واداشتن خویشتن به نگریستن به خود ، اولین قدم جهت آشنایی نزدیک با جنبه های مثبت و منفی است. برخی افراد مایل به انجام این عمل نیستند چرا که یا می پندارند این کار وقت آنان را به هدر می دهد و یا اینکه نگریسن به ویژگی هایی که دیگر افراد در آنها می بینند برایشان ترس آور است. مواجهه با دنیای واقعی خود ، کار سختی است و برای تبدیل شدن به یک فرد با کفایت کاملاً ضروری است . اقرار به این واقعیت که چگونه آدمی هستید این امکان را به شما می دهد تا مسئولیت رشد فردی و تقدیر و سرنوشت خود را بدست بگیرید . اگر پختگی به سفری طولانی تشبیه شود اولین مقصد این سفر ، درک و ارزیابی ارزش ها و عقاید شخصی خواهد بود.     
        در فرایند رشد و تحول شخصیت، انسان نه تنها به ویژگی ها و حالات خود، آگاهی می یابد، بلکه به طور همزمان قادر به درک آن می گردد که دیگران نیز نسبت به او آگاهند(کاراترز و اسمیت، 1996) آگاهی و فهم از ذهن خود و دیگران به موازات یکدیگر پیش می رود و دانش در مورد ذهن خود به دانش در مورد ذهن دیگران مربوط است(گوپینک،1993) از این رو کسانی که شناخت گسترده تر و عمیق تری از خود دارند، دیگران را نیز بهتر درک می کنن و پیش بینی دقیق تری از رفتار سایرین خواهند داشت و به تبع ان مشکلات کمتری را در روابط بین فردی با دیگران تجربه خواهند نمود. [1] Self-consciousness skill